به نظر من مشكل اصلي در اينجا ديد « روزنامه اي » در برابر ديد « وبلاگي » است و تواناييهاي (شايد زيادي) نرم افزارهاي وبلاگ نويسي هم اين مشكل را تشديد كرده ... با وارد شدن به صفحه اول وبلاگ گويا (يا نبوي ‚ يا ITIran يا بهنود يا بقيه دوستان اينجوري) احساس مي كنيد وارد يك روزنامه شده ايد: انبوهي تيتر و شروع مطلب جالب كه به چندين صفحه داخلي لينك شده اند. شايد استدلال پشت اين قضيه روشن باشه: « هر كس هر مطلبي را كه دوست داره براي خوندن دستچين مي كنه » ... اما يادتون نره اين دستچين شدن قبلا اتفاق افتاده: خواننده از بين هزاران وبلاگ فارسي ‚ ميليونها مطلب خواندني و ميلياردها صفحه اينترنتي ‚ صفحه شما را براي خواندن دستچين كرده و توقع داره خيلي سريع آخرين مطالب خواندني شما را مرور كنه ... كاربران اينترنت در هر صفحه اينترنتي بيش از 40-50 ثانيه صبر نمي كنند و براي اونها زمان زيادي براي دهها كليك و navigate به عقب و جلو وجود نداره ...
يا اصلا يك لحظه به تفاوت خصلت « افقي » روزنامه نسبت به خصلت « عمودي » مانيتور فكر كنيد: خواندن وبلاگ روي مانيتور شايد بيش از اينكه به خواندن روزنامه و كتاب شبيه باشه ‚ به تماشاي يك تابلوي نقاشي روي ديوار شبيه تره: به صفحه اي وارد مي شي ‚ ازش لذت مي بري و با يك كليك با هدف يا بدون هدف وارد صفحه ديگه اي مي شي و ازش لذت مي بري ... ( به كلمات كليدي دنياي آنلاين نگاه كنيد: ... Navigating ... Surfing ... بحثي از Reading نيست ... ) لذتي را كه خواننده از تماشاي هنر زيباي شما مي بره با عقب جلو كردن و ادامه دار كردن مطالبتون كمرنگ نكنيد ...
البته مثالهاي خوب هم در اين زمينه زياد هست ( خود وبلاگ حسين درخشان عزيز و « پيشگام » را نگاه كنيد: فونت درشت مناسب براي مانيتور و اينكه به ندرت ادامه مطلبي به صفحه ديگه اي ارجاع مي شه ... يا وبلاگ جناب ابطحي و جا شدن جمع و جور هر مطلب در يك كادر ) ... و البته علاقه خوانندگان نوشته هاي دوستان ذكر شده در بالا اونقدر هست كه به اون نوشته ها در هر قالب و شكلي و در هر رسانه اي علاقمند باشند ...
... و البته اين مطلب ادامه دارد ... :-) ...


