| |
|
| |
[Jan
20, 2002] [Dey
30, 1380] |
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
وبلاگنويس لامپ نوشته اي
داره به تاريخ 16 ژانويه كه با اينكه كمي طولانيه ‚ ولي شرح ساده
و دقيقي از زندگي هر روزه قشري از جوانان داخل ايرانه. البته لامپ عزيز «
از اين اوضاع و احوال حالش به هم خورده » و « در اينكه ايران رو
ترك كنه هيچ شكي نكرده » ... من الان نمي خوام نظر خودم رو در مورد ماندن
يا نماندن مطرح كنم ولي چون جو وبلاگها و نوشته هاي دوستان رو خيلي يك طرفه
( و همه به سود راه حل ترك كردن ايران ) ديدم ‚ گفتم شايد خوب باشه
اين نوشته قديمي مسعود بهنود با عنوان «ما مي مانيم »
رو هم يه نگاهي بندازيم ... و البته هنوز جاي بحث در مورد « ماندن يا
نماندن » خيلي زياده ...
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
| |
|
|
|
| |
[Jan
19, 2002] [Dey
29, 1380] |
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
بازي استقلال - پرسپوليس هم كه بدون
دعوا به پايان رسيد. روز قبلش گزارشگر تلويزيون با بازيكنان دو تيم مصاحبه مي
كرد و براي اينكه بگه اين دو تيم با هم دشمن نيستند مي پرسيد : « شما
با كدوم بازيكن تيم حريف دوست هستيد؟ » و طرف هم مثلا مي گفت فلاني و
فلاني ! ... انگار براي گزارشگر تلويزيون مملكتي كه از تريبون هاش صبح تا شب
بانگ « دشمن دشمن » مياد ‚ قابل قبول نبود كه دو تا تيم مي
تونند با هم نه دوست باشند نه دشمن ‚ بلكه « رقيب » باشند
...
چند روز پيش به نقل از يك سياستمدار آلماني ‚ همين موضوع دوست ‚
دشمن و رقيب رو به عنوان تفاوتهاي دوره جهان global ( جهان پس از جنگ سرد ‚
عصر اينترنت ‚ هزاره سوم ) با جهان قديم و دوره جنگ سرد نقل كردم. چند
نمونه ديگه از اين تفاوتها رو از كتاب Lexus and Olive Tree نقل مي كنم :
- ايده اصلي در جنگ سرد برخورد كاپيتاليسم و كمونيسم بود و در دوران اخير ‚
جهاني شدن مفهوم بازار آزاد.
- سمبل جهان جنگ سرد Wall بود و سمبل جهاني شدن Web .
- اولين سؤال در دوران جنگ سرد : « با كدوم طرف هستي ؟ »...اولين
سؤال در دوران Globalization : « چه قدر به بقيه متصل هستي ؟ »
- دومين سؤال در دوران جنگ سرد : « تسليحاتت چه قدر بزرگه ؟ »
... دومين سؤال در جهان global : « مودم ات چه قدر سريعه؟ »
- وسيله اصلي براي شناخت در جهان قديم « رادار » بود ( براي شناسايي
دشمن خارجي ) و در جهان جديد « اشعه X » ( براي شناسايي كاستيهاي
داخلي )
- واحد اندازه گيري در جهان قديم « وزن » بود ( وزن تسليحات ) و واحد
اندازه گيري در جهان جديد « سرعت » است ( سرعت تجارت ‚ ارتباط
‚ نو آوري )
- قانون جهان قديم « قانون E=MC2 انيشتين » بود و قانون جهان جديد
« قانون Moore » ( قدرت چيپهاي كامپيوتري در هر 18 ماه دو برابر
و قيمت آنها نصف مي شود )
- جهان جنگ سرد حول مفهوم division سامان يافته بود و جهان جديد حول مفهوم
integration . - تكنولوژي دوران جنگ سرد « داس و چكش » در
سطح مردم و « موشك و بمب اتم » در سطح كشورها بود.
اما تكنولوژي دوران جديد كامپيوتري شدن ‚ ديجيتال شدن ‚ اينترنت
و فيبر نوري است.
- اگه جنگ سرد رو به يك ورزش تشبيه كنيم اون « كشتي كج » خواهد
بود ( دو تا آدم چاق كه بدون اينكه به هم ضربه اساسي بزنند واسه هم شاخ و شونه
مي كشند ) ... و اگه جهاني شدن رو به يك ورزش تشبيه كنيم اون « دو صد
متر » خواهد بود.
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
| |
|
|
|
| |
[Jan
17, 2002] [Dey
27, 1380] |
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
بيش از 6 ميليون نفر در هر روز از اينترنت
موزيك download مي كنند. اين رقم ‚ دو برابر تعداد آدمهايي است كه در هر
روز به صورت online خريد مي كنند. ( منبع : Pew Internet Project )
" دنيا چه قدر كوچيكه " ... اين جمله
ايه كه خيلي از ما وقتي به طور اتفاقي يك دوست قديمي رو مي بينيم ‚ يا
مثلا متوجه مي شيم همكار جديدمون از دوستان قديمي يكي از آشنايانه ‚ بر
زبان مي آريم. يك جامعه شناس با نام ميل گرام در سال 1967 تئوري
" جهان كوچك " (small world phenomenon) رو مطرح كرد. اين تئوري ميگه هر دو
نفري كه در دنيا در نظر بگيريد ‚ تنها از طريق يك مسير 6 نفري از دوست
و آشنا ‚ همديگه رو مي شناسند ! خود ميل گرام تئوريش رو با يگ گروه 300
نفره آزمايش كرد و به اين نتيجه رسيد. اين تئوري البته هيچ گاه به صورت دقيق
اثبات نشد. الان به كمك ارتباطات الكترونيكي و آنلاين ‚ دو تيم جامعه
شناسي در دانشگاههاي Columbia و Ohio State قصد
دارند اين تئوري رو اثبات كنند. ( مي تونيد به آدرسهاشون سر بزنيد و در اين
آزمايشها شركت كنيد. من در آزمايش دانشگاه كلمبيا شركت كردم و يك استاد دانشگاه
MIT رو بهم معرفي كرد و ازم خواست به نزديكترين شخصي كه فكر مي كنم اون رو مي
شناسه email بزنم كه من فعلا بي خيال شدم !)
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
| |
|
|
|
| |
[Jan
16, 2002] [Dey
26, 1380] |
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
شبكه CNN متن كامل برنامه هاي تلويزيونيش
رو در cnn.com/transcripts آرشيو مي كنه و در دسترس همه قرار
ميده. گاهي برنامه ها و مصاحبه هاي جالبي در اين مجموعه پيدا مي شه. مثل اين
دو مصاحبه با Tom Cruise و Jim Carrey.
اين روزها به دليل بي حوصلگي از درس
خوندن ‚ زياد به تلويزيون لاريجاني سر مي زنم. نكته اي كه در مورد برنامه
هاي تلويزيون به ذهنم اومد اينه كه ممكنه كسي فكر كنه حجم عظيمي از برنامه هاشون
‚ برنامه هايي هستند كه ربطي به طرز تفكر و نحوه مديريت مديران تلويزيون
نداره . ( برنامه هايي مثل مسابقات تلفني ‚ فوتبال ‚ آشپزي ‚
برنامه هاي خانوادگي و حتي تبليغ ها ). اما واقعيت اينه كه نحوه تفكر و ديد
مديريت مي تونه در همين برنامه هاي خنثي هم چنان اثري داشته باشه كه مردم با
همين برنامه هاي خنثي هم احساس نزديكي نكنند. ( سانسورهاي تماشاچي هاي فوتبال
‚ عدم توجه به شعور مردم و ... ) ... عين همين قضيه رو ميشه در سطحي بالاتر
و كشوري ديد. ظاهر قضيه اينه كه خيلي از امورات كشور ‚ كارهايي هستند
كه هر دولتي با هر طرز تفكري سر كار باشه ‚ هميشگي و روتين هستند. ( هر
كي سر كار باشه بالاخره بايد نفت رو بفروشه ‚ شهر رو تميز كنه ‚
پل بسازه ‚ راه بسازه ‚ ارتش درست كنه و ... ) اما همين فعاليتهاي
خنثي و روتين هم در نظامهاي مديريتي مختلف مي تونه كارامد و يا بسيار ضعيف باشه.
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
| |
|
|
|
| |
[Jan
14, 2002] [Dey
24, 1380] |
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
اگه از اون لينك " اسم خود را به مريخ
بفرستيد " خوشتون اومده ‚ احتمالا اين يكي هم براتون جالبه ... گروهي
به سرپرستي يك هنرمند فرانسوي قراره در سال 2003 ماهواره اي رو به فضا بفرستند
( اسم سايتشون هست keo.org ). اين ماهواره قراره حاوي پيامهايي
از طرف بشر امروزي باشه ‚ 50,000 سال به دور زمين گردش كنه و بعد از اين
مدت پيامهاي بشر امروز رو به دست آيندگان برسونه. شما هم اگه با بشر 50,000
سال ديگه صحبتي داريد و دوست داريد اسم و پيغامتون در اين مجموعه ثبت بشه ‚
مي تونيد در اين قسمت از سايتشون ‚ پيامتون رو ( حتي به
فارسي ) وارد كنيد.
ديروز بعد از مدتها تونستم پياده روي
هفتگي خودم رو ( از خونه تا كمي بالاتر از ايستگاه اول توچال ‚ يعني تا
چشمه ) انجام بدم. هوا عالي و همه جا پر از برف سفيد و دست نخورده بود. در طول
راه كمي كه دقت كردم ديدم چند جا با انگشت روي برف نوشته شده : " عشق " ...
من كسي كه اين نوشته برفي رو نوشته بود نديدم و نمي دونم چرا چنين چيزي نوشته
بود ‚ اما يك لحظه به ذهنم رسيد كه او رو با كسي كه سالهاست روي ديوارها
شعار مرگ و نفرت مي نويسه مقايسه كنم ...
... اين دوست من از عشق مي نويسد ولي او از نفرت ... دوست من با نوشتن روي
برف " سفيد " سخن مي گويد ولي او با نوشته " سياه " روي ديوار " خاكستري " ...
دوست من عشق را در سكوت و خلوت كوهستان مي نويسد ولي او نفرت را در شلوغي و
همهمه كوچه و خيابان ... دوست من تنها از انگشتان خود براي نوشتن استفاده مي
كند و سرما و پاكي برف را پذيرا مي شود ولي او با زغال سياه و آلوده مي نويسد
و آلودگي زغال به دستهاي خودش هم باقي مي ماند ... دوست من براي تمرين كردن
عشق ‚ براي عشق ورزيدن ‚ مجال و مكاني در اختيار ندارد ولي او براي
تمرين نفرت و خشونت عرصه هاي بزرگي در اختيار دارد ... به دوست من سالها گفته
اند دينداري با عشق ورزي مخالف است ولي به او ياد داده اند دينداري يعني نفرت
و خشونت ... دوست من عشق را در اعماق دل خود جاي داده است ولي او ‚ تنها
آلت دست تئوريزه كنندگان خشونت است ... ... ... فقط اميدوارم فرا رسيدن بهار
‚ بجاي اينكه نوشته برفي دوست مرا از بين ببرد ‚ نوشته زغالي او
را محو و نابود كند.
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
| |
|
|
|
| |
[Jan
12, 2002] [Dey
22, 1380] |
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
چرا وبلاگ نويسها دونه دونه دارن مي
رن ... ؟!
" اسم خود را به مريخ بفرستيد " ...
شما مي تونيد در اين قسمت از
سايت ناسا ‚ اسم خودتون رو وارد كنيد تا مريخ پيمايي كه قراره در
سال آينده در مريخ فرود بياد اسم شما رو هم ( روي يك CD ) به همراه داشته باشه.
... ( من نمي دونم احساس جالبيه يا نه و به هر حال اسمم رو وارد كردم و جالبيش
اين بود كه 2 تا " سلمان " ديگه ‚ قبلا اسمشون رو وارد كرده بودند
! )
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
| |
|
|
|
| |
[Jan
11, 2002] [Dey
21, 1380] |
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
اونهايي كه به دنبال راهي بودند تا نوار
شهر قصه رو ( كه قبلا بهش لينك داده بودم ) بتونند Downlaod كنند و بصورت Offline
گوش بدن ‚ مي تونن از اين سايت اونرو به صورت MP3 دريافت
كنند.
پريروز فيلم Animal Farm
را كه بر اساس رمان معروف مزرعه حيوانات جرج ارول ساخته شده ديدم. جدا از نحوه
جالب بازي و حركت اين همه جونور مختلف ‚ احساس مي كردم بعد از ديدن اين
فيلم كلي حرف براي نوشتن خواهم داشت. ولي به نظرم در عصر جهاني شدن و پايان
جنگ سرد ‚ اين تم فيلم كه با بر اندازي يك ديكتاتور ( در Animal Farm
: تسلط انسان ) چيزي كه به جاي اون ميشينه ( تسلط خوكها ) لزوما بهتر نيست و
مي تونه بدتر هم باشه ‚ تكراري ‚ قديمي و بديهي شده ... ديگه جهان
مثل مزرعه حيوانات نيست كه به راحتي بشه گفت : " هر موجودي كه دو پا داره دشمن
‚ و هر موجودي كه چهار پا و يا بال داره دوست محسوب ميشه " ( دو اصل اول
از 7 اصل اساسي مزرعه حيوانات ) دوست و دشمن ‚ خودي و غير خودي ‚
درجه اول و درجه دوم در جهان جديد وجود ندارند. كارل اشميت سياستمدار آلماني
معتقده : " دوست و دشمن در جهان جديد مفهومي ندارند. در جهان جديد همه دوستان
و دشمنان به " رقيب " تبديل مي شوند. " ...
و جهاني كه دور و بر آدم رو دوست
و دشمن فراگرفته باشه ‚ با جهاني كه همگي رقيب آدم باشند خيلي متفاوته
...
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
| |
|
|
|
|
|