- 30
 - دوبی
 - شريف ، مهندسی کامپيوتر
 -مدیا سیتی دوبی
  


  ده نوشته برتر:

 -رابطه مهاجر و ايران
 -مانيفست مهاجرت
 -مقايسه کشورها
 -بنيامين
 -ای داد ای بيداد
 -چرا انقدر انگليسی
 -Push و Pull
 -باگهای زندگی


 
 
Hosted and Developed by



Stats provided by
        

  • صورت مساله "دغدغه" است ... چرا دغدغه ما احمدی نژاد و مشارکت و سد تخريب کننده پاسارگاده؟ ... اصولا بهتره چه چيزهايی دغدغه آدم باشه؟ در مورد چه چيزهايی بايد فکر کنيم، وقت بگذاريم ، راجع بهش بحث کنيم ، گوش بديم ، بخونيم ، بنويسيم؟ ... معمولا دغدغه در شروع از طرف محيط به آدم منتقل می شه ... مثلا "سياست روز ايران" دغدغه خيلی از ما شد چون در خانواده ای سياسی بزرگ شديم يا دوستانی سياسی داشتيم يا اصولا اجتماعی که در اون زندگی می کرديم همه چی اش سياسی بود ... اما هر چی جلوتر می آی (کتاب می خونی ، آدمهای جديد می بينی ، کشورها و محيط های جديد می بينی) اونوقت موضوعات جديدی را می بينی که هيچ وقت دغدغه ات نبوده اند ... برای کسی که دنيا را راحت بگيره راه حل ساده است: چيزهای جديد را ببين ، با هر کدوم که حال می کردی حال کن ، لذتش را ببر ، دغدغه اش کن ،... اما کسی که به زندگی جدی تر نگاه بکنه و نگران هر قدمی که بر می داره باشه، عوض شدن دغدغه ها به اين راحتی نيست ...

    من الان مدتی است به طور کاملا جدی در بين سه گروه دغدغه گير کرده ام: "دغدغه مسائل ايران يا خارج ايران؟" ، "دغدغه های معطوف به زندگی يا فرای زندگی؟" و "دغدغه های خواص يا عامه؟" ... منظور از گروه بندی دغدغه ها به مسائل ايران يا خارج ايران تقريبا مشخصه ... اين مساله به خصوص بعد از مهاجرت يا يک انتخابات اينجوری خيلی جدی می شه: اصلا چرا بايد ما اينجوری مسائل ايران را تعقيب کنيم؟ چرا بايد اتفاقاتی که در يک محدوده جغرافيايی که مثلا 100 سال است که مشخصا ايران ناميده می شه انقدر برامون مهم باشه و مثلا اتفاقی که در بحرين يا افغانستان که تا چند دهه پيش جزئی از همين "ايران" بودند برامون اهميتی نداشته باشه؟ چرا نحوه برخوردمون مثلا در مورد کورش پاسارگاد و بودای باميان که هر دو شون قرنها در "ايران" بوده اند فرق داره؟ ... بله ... درسته ... ملی گرايی و اين ماجراها در همه جا و برای همه مليتها بحث مهميه اما به هر حال صورت مساله نوع "دغدغه" هنوز پا پرجاست .... (وقتی کيارستميها و مخملبافهايی را می بينی که بعد از سالها ، دغدغه های محلی شون جهانی تر می شه ، با خودت فکر می کنی آيا تو هم بايد سالها دغدغه های محلی ات را همراه داشته باشی و بعد به دغدغه های فرامحلی فکر کنی يا می تونی و بايد مستقيم به اون هدف يعنی دغدغه هايی فراتر از جايی که Just Happened to Born بودی برسی)

    می رسيم به گروه بندی دوم دغدغه ها: "معطوف به زندگی يا فرای زندگی" ... ببين ... دغدغه می تونه معطوف به مسائل زندگی باشه و چيزهايی که زندگی به معنای ساده و عامه کلمه را آسانتر و جالبتر می کنه: خوب خوردن ، خوب ديدن ، خوب شنيدن ، سفر کردن ، معاشرت و اينها ... يا می تونه معطوف به "فرای زندگی" باشه ... مثلا بيا فلسفه ، فرهنگ ، دين و اين تيپ چيزها را در اون دسته جا بديم. در فرهنگی که توش بزرگ شديم ، معمولا به دغدغه های نوع دوم توصيه و از نوع اول باز داشته شده ايم. نکته جالب اينه که با وجود اين طرز ديد ، اتفاقا درصد خيلی زيادی از افراد جامعه مون بعد از مدتها داشتن دغدغه "فرا زندگی" ، به دلايل مختلفی ناگهان "زندگی" به همون معنای ساده کلمه براشون جدی شده ... در حاليکه چه از لحاظ تاريخی در فرهنگ خودمون (مثلا زندگی مولانا) و چه در فرهنگهای ديگه می بينی درصد بسيار زيادی از کسانی که به سطوح عالی اون چيزهايی که اسمش را گذاشتيم "فرای زندگی" رسيده اند ، مسيرشون عبور از "زندگی" و دغدغه های کاملا عادی اش بوده ، نه Bypass کردن کل ماجرهای زندگی ... اما واقعا دغدغه هامون بايد چه جوری ، چه موقع و به چه نسبتی معطوف به "زندگی" يا " فرای زندگی" باشه؟

    گروه بندی سوم دغدغه ها "دغدغه های عوام يا خواص" است ... روشنفکران و اکثر اهل فکر ما به طور سنتی هميشه با چيزهايی که عوام به دنبالش بوده اند (فيلم روز، سريال روز، کتاب روز و غيره) مشکل دارند و هميشه (حتی شايد برای ژست) سعی می کنند خودشون را از تيپ چيزهايی که اکثريت مردم از اونها لذت می برند جدا کنند ... فعلا وارد اين بحث نمی شيم که واقعا ملاک پذيرش عامه ملاک خوبی برای خوب بودن يا بد بودن يک سری چيزهاست يا نه و مثلا اگه خيام و مولوی در فرهنگ "عامه" وارد نمی شدند و توسط "عوام" قرنها دهان به دهان منتقل نمی شدند آيا هنوز خيام و مولوی ای وجود داشت يا نه ... اما واقعا در دنيای امروز که هم می تونی روی iPod ات عجيترين موزيکها را که فقط خودت ازشون لذت می بری داشته باشی و يا اينکه از طريق تلويزيونت در جريان جديدترين موزيکها باشی (که توسط "عامه" مردم شنيده و دوست داشته می شه) کدوم را ترجيح می دی؟ ...

    ... خودم جوابهای کم و بيش مبهمی به اين صورت مساله "دغدغه ها" دارم ، اما فعلا فقط می تونم بگم خود انتخاب نوع دغدغه ها ، دغدغه اصلی اين روزهای منه ... ...


  • 11
    شهریور
    1384



    © 2001 - 2010