- 35
 - تهران | دوبی
 - شريف ، مهندسی کامپيوتر
 -مدیا سیتی دوبی
  

  نوشته های برتر:

 -رابطه مهاجر و ايران
 -مانيفست مهاجرت
 -مقايسه کشورها
 -بنيامين
 -ای داد ای بيداد
 -چرا انقدر انگليسی
 -Push و Pull
 -باگهای زندگی
 
 
Developed by
gardoon


Stats provided by


Sponsors:

SinaBeat - Chinese Investors Directory

PersiaBeat - Connecting Foreigners to Iran Businesses
        
 

پرسش و پاسخهایی در باب لوبریکانت و برجام

دو ماه از برجام می گذره. پولها کو؟ هواپیماها کو؟ می تونم الان درست با خارج تجارت کنم؟ ببینیم جریان چیه.


* آیا برجام داره درست اجرا می‌شه؟ اون میگه این موشک هوا کرده و برجام را نقض کرده. این میگه اون پولها را درست آزاد نکرده و برجام را نقض کرده. آیا دو طرف بد عهدی کرده اند؟

هر چند کسانی از هر دو طرف، طرف دیگر را به خاطر مواردی مثل موارد فوق به نقض برجام متهم کرده‌اند، اما از لحاظ حقوقی به نظر نمی‌رسه چیزی از مواد برجام نقض شده باشه.


* اگر برجام نقض نشده یعنی تجارت و همه چی رله و ردیف شده؟

نه دوست عزیز. به نوشته روزنامه تایمز، یک ایرانی حتی نتونسته پول یک قرارداد ۷۰ میلیون تومانی‌اش را به یک شرکت لوبریکانت‌سازی انگلیسی بده. شما که جای خود داری.


* پس اگر نمی‌شه حتی پول یک قرارداد ۷۰ میلیون تومانی لوبریکانت را هم به غربیها داد پس اونها عهدشکنی کرده اند. ای نامردها!

به نظر می‌رسه دولتهای غربی حتی فراتر از برجام تلاششون را می‌کنند تا شرکتها و بانکهاشون را به کار با ایران تشویق کنند: برای همون قرارداد زپرتی، طبق نوشته روزنامه تایمز، نخست‌وزیر انگلیس شخصا به رییس بانک بارکلیز نامه داده و گفته دوست عزیز، شما داری بر خلاف سیاست رسمی دولت انگلیس عمل می کنی و باید تجارت با ایران را تسهیل کنی. رییس بانک هم گفته جناب نخست‌وزیر حرف شما متین و برجام هم سر جاش، اما تا وقتی تحریمهای اولیه امریکا باقی مونده، ما با ایران کار نمی‌کنیم. دور ما را خط بکش.

از اون طرف مسوولان خزانه‌داری امریکا بدو بدو به دوبی آمده‌اند ولی این بار نه برای ترساندن کشورها از ایران که برای تشویق بانکها و شرکتها به رابطه با ایران! ولی تا وقتی موانع حقوقی مثل تحریمهای اولیه امریکا سر جاش هست بعیده کسی به حرف دولتها گوش بده.

* پس اگر برجام نقض نشده ولی همچنان نمی‌تونیم پول لوبریکانت را بدیم، پس برجام الکی بوده و تا حالا سر کار بودیم؟

به نظر می رسه هر دو طرف فهمیده اند که حتی با اجرای دقیق و صددرصدی برجام، آثاری که از برجام مد نظر داشته اند به این راحتی برآورده نمی شه: ایران بدون نقض برجام موشک دوربرد آزمایش می کنه، نمایندگان مجلس امریکا بدون نقض برجام در رفت و آمد غربیها به ایران اخلال ایجاد می کنند، بانکهای غربی علی رغم برجام و به دلیل تحریمهای اولیه و ۳۰ ساله امریکا با ایران همکاری نمی‌کنند و ... . دولتهای دو طرف هم کاری از دستشون بر نمیاد.


*‌ پس قدم بعدی چیه؟ بالاخره اون بنده خدا پول اون لوبریکانتها را کی می تونه پرداخت کنه؟

به نظر می رسه ایران و امریکا به دنبال این هستند که دلیل حقوقی پشت این مشکلات را رفع کنند: تحریمهای اولیه و ۳۰ ساله امریکا و حذف ایران از فهرست کشورهای حامی تروریسم. که البته کار آسانی نیست و هر دو طرف باید تصمیمات سختی بگیرند. (مثلا آیا محدود کردن سپاه قدس جزو اونهاست؟ محسن رضایی ۳ فروردین ۹۵ تلویزیون: «با خبر شده ایم که انحلال سپاه را دنبال می کنند. گفته اند اگر می خواهید به تجارت جهانی وارد شوید سپاه را منحل کنید». نمی دونیم).


زودتر آجیل شیرینی ها را بخورید و از سفر برگردید که به نظر نمی رسه سال خیلی آسونی پیش رو باشه. (البته قطعا اون «لوبریکانت» می تونه همه چیز را تسهیل کنه!)


24
Mar
2016

----

 

خداحافظی با انتخابات «سی هیچی»

درسته که انتخابات تموم شده و بسته به اینکه به لیست اطلاح طلبان یا اصولگرایان رای دادید از نتیجه سی هیچ تهران خوشحال یا ناراحتید، اما باید بدونید اصولا انتخابات «سی هیچی» در خیلی جاهای دنیا منسوخ شده و به سمت مدلهای بهتری رفته اند.

همونطور که خودتون هم ته دل احساس می کنید، این کمی عجیبه که مثلا هفتاد درصد شرکت کنندگان تهران به لیست اصلاح طلبان و سی درصد مردم به اصولگرایان رای بدهند و نتیجه در آخر «سی هیچ» بشه و کسی از اصولگرایان برای نمایندگی اون سی درصد تهران در مجلس نباشه. (همین طور برای برد پنج هیچ اصولگرایان در مشهد یا بقیه هیچ‌های دیگه).

انتخابات سی هیچی که در تهران نمونه اش را دیدید سیستمی است به نام «نمایندگی اکثریتی». اما چیزی که خیلی کشورها به دلیل مشکلات این سیستم به سمتش رفتند و در حدود صد کشور دنیا داره اجرا میشه مدلی است به نام «نمایندگی تناسبی» (Proportional Representation). در این سیستم هر حزب به تناسب آرای دریافتی صاحب کرسی میشه. مثلا درهمین انتخابات تهران، حالا که هفتاد درصد آرا متعلق به اصلاح طلبان و سی درصد متعلق به اصول گرایان بوده، کرسی های مجلس به جای سی هیچ، به همین نسبت هفتاد سی تقسیم میشه. (یعنی ۲۱ اصلاح طلب به مجلس می روند و ۹ اصولگرا).

درسته که انتخاباتی که انجام شد نه حزبی بود نه حتی خیلی انتخابات، و اینکه خود همین نمایندگی تناسبی هم مدلهای مختلف و پیچیدگیهای زیادی داره، ولی حالا که لیستی و کیلویی و شبه حزبی رای دادیم خوبه بدونیم بقیه دنیا هم چه کار می کنند و به چه سمتی حرکت کرده اند.


11
Mar
2016

----

 

شروع سال پانزدهم وبلاگ‌نویسی

blogday-big.jpg

در سفر هستم و همین که سیستم و قابلیت نوشتن در این وبلاگ هنوز بعد از ۱۴ سال فعال هست خوشحالم. سعی می کنم در روزهای آینده بیشتر بنویسم.


7
Sep
2015

----

 

در بین دوستان خوشحال از توافق، در مورد نقش دکتر ظریف دو نظر مختلف دیده می شه: یک طرف نقش ایشان را در حد دکتر مصدق و کاندیدای ۱۴۰۰ و غیره بالا برده اند و طرف دیگر این بالا بردن نقش دکتر ظریف را نشانه دیگری از باگ «قهرمان سازی» در تاریخ ما می داند. به نظر می رسد واقعیت جایی در میانه است: هم نقش ایشان به مشابه نوک حمله و تمام کننده کار در شبها و روزهای یکی از پیچیده ترین چانه زنی های تاریخ دیپلماسی جهان بی سابقه است. هم نمی توان از نقش شخص روحانی به عنوان یک مذاکره کننده تمام عیار، تیم کارشناسی دکتر ظریف و همچنین بدنه کارشناسی کل نظام، مثلا افرادی مانند دکتر ولایتی غافل بود. (تحکم بی سابقه ولایتی به جلیلی در آن مناظره تاریخی، مهمترین نشانه چرخش واقعی بدنه نظام در پرونده هسته‌ای ماهها پیش از روی کار آمدن و انتخاب روحانی و ظریف و بر و بچه‌هاست: «بینید جناب آقای جلیلی! بحث دیپلماسی کلاس فلسفه نیست، آنچه مردم مي‌بینند این است که شما چند سال است مسوول پرونده ی هسته‌اي هستید، یک قدم هم پیش نرفته‌ایم، تحریم ها بیشتر شده و هر روز فشارش بر روی مردم مي‌آید. ... هنر دیپلماسی بیانیه صادر کردن و خواندن بیانیه پشت میز مذاکره نیست!»)


3
Apr
2015

----

 

سرمایه گذاری ۱۰ میلیون دلاری سرمایه گذار سوئدی در استارتاپ‌های تکنولوژی ایرانی

داستان استارتاپ‌های ایرانی هر روز داغتر میشه. (و البته این حرارت لزوما اتفاق خوبی نیست و عملکرد درست همه بازیگران در همین روزها می‌تونه آینده این صنعت را رقم بزنه)

همانطور که قبلا در ماجرای ارزش گذاری اشتباه استارتاپهای ایرانی در اکونومیست نوشتم، سرمایه گذاری خصوصی اصولا دنیای شفافی نیست. به این دنیای غیر شفاف وضعیت خاص ایران و تحریم را هم اضافه کنید تا ماجراهای سرمایه گذاری در استارتاپهای ایران پیچیده تر هم بشه.

حالا در همین فضا، یک روزنامه سوئدی خبری را که فضای خصوصی سرمایه گذاری ایران با اون آشنا بود عمومی کرده: رییس شرکت سرمایه گذاری Vostok Nafta سوئد مبلغ ۱۰ میلیون دلار در استارتاپهای تکنولوژی ایرانی سرمایه گذاری کرده.

اصولا ۱۰ میلیون دلار برای چنین سرمایه گذارانی مبلغی محسوب نمیشه. اما اهمیت عمومی شدن چنین خبری از سرمایه گذاری خصوصی نشون می ده نمونه ‌های مشابهی همین حالا وجود داره که عمومی نشده و دنیای استارتاپهای ایرانی خودش را باید با خوبی ها و بدی های ورود سرمایه جدی به این بخش آماده کنه. همونطور که قبلا در مورد ماجرای ورود راکت اینترنت به ایران نوشتم و این مقاله سوئدی هم (در متن کاملش که احتیاج به ثبت نام داره) تایید می کنه، بازیگران بسیار بزرگ و فعالی از دنیای سرمایه گذاری خارجی همین الان در استارتاپهای ایرانی مشغول سرمایه گذاری هستند: (راکت اینترنت و نسپرز افریقای جنوبی دو نمونه بزرگ اونها). اما اگر دید درست و شفافی نسبت به ورود اونها نداشته باشیم و مثلا ورود بعضی اونها را خطری برای فضای سرمایه گذاری خودمان ببینیم، این حضور خوب می تونه مثل خیلی اتفاقات دیگه فقط ما را دچار مشکل کنه.

ورود پول زیاد و بی حساب به هر سیستمی می تونه خطرناک باشه و از همین الان بعضی خطرهای حضور سرمایه داره آشکار میشه‌ (حقوقهای بی دلیل و بسیار بالاتر از بازار، ارزش گذاریهای بالا برای خرید و فروش استارتاپها، و اینکه اصولا تنها راه رشد یک استارتاپ را دریافت سرمایه بدونیم). فقط شفافیت بیشتر می‌تونه ریسک این مخاطرات را کمتر کنه.


16
Feb
2015

----

 

برای مقابله با وایبر همین امروز فیلتر فیسبوک و توییتر را بردارید

فرض کنید شما حکومتی هستید که از گسترش فضای مجازی و شبکه های اجتماعی نگران است. (دلیل این نگرانی فعلا مهم نیست: یا مانند بخشی از دنیا از اثرات ضد اجتماعی و روانشناسی آنها مثل phubbing نگران هستید ، یا مانند بخش دیگری از دنیا اصولا دوست دارید فقط هر چه شما پخش می کنید دیده شود و هر جمعی که شما تایید می کنید تشکیل شود).

برای این منظور دو راه می شناسید: فیلتر و «کار فرهنگی» (البته در برنامه‌هایی با اسمهایی که فقط خودتان از آن سر در میاورید مثل «مصیر». تقریبا هر هفته: «تایید شدن در فضای مجازی»، «مدیریت فضای مجازی»، «هزينه های تاسيس شبكه های مجازی» و ...)

ولی هر چه می گذرد نگرانی شما بیشتر و اثر کارهای فوق کمتر می شه: با فیلتر وبلاگها، هزاران نویسنده تبدیل به ده ها هزار توییت کننده می شه. با فیلتر توییتر تبدیل به صدها هزار فیسبوک باز می شه. و با فیلتر فیسبوک تبدیل به میلیونها وایبرباز میشه.

این جاست که باید تصمیمی جدی بگیرید. و اگر این تصمیم را همین امروز اجرا کنید بهتر است تا فردا: فیلتر وبلاگها و توییتر و فیسبوک را بردارید تا اثر وایبر و لاین و بقیه از بین برود.

وقتی شما هر چیزی را که در فضای آنلاین وجود دارد با یک اسم می شناسید و برخورد می کنید، تفاوتهای ماهوی اونها را نمی‌شناسید. از نظر شما وبلاگ و سایت و توییتر و فیسبوک و وایبر همگی «فضای مجازی» و «شبکه اجتماعی» هستند ولی اگر به تفاوتهای ماهوی اونها توجه می کردیم امروز اینجا نبودیم:

- سایت: معمولا تیمی حرفه ای و با شناسنامه می نویسد. تاریخچه و برند و پروفایل دارد.
- وبلاگ: معمولا یک شخص می نویسد. حرفه ای یا غیر حرفه ای. تاریخچه و آرشیو و معمولا پروفایل دارد.
- توییتر: کوتاه و معمولا حرفه ای می نویسد. تاریخچه و آرشیو اهمیت کمتری از وبلاگ دارد. پروفایل دارد.
- فیسبوک و پلاس: معمولا شخصی است. تعاملی تر از موارد بالاست. تاریخچه و آرشیو بی اهمیت تر می شود. پروفایل دارد اما می‌‌تواند بدون نام و حتی فحاش شود.
- وایبر و واتساپ: کاملا تعاملی. هیچ تاریخچه و آرشیو و پروفایلی ندارد. می تواند بی نام و فحاش و بذله گو شود. یک شماره تلفن آخرین راه شناسایی است.

همین مرور فوق کافی است تا ببینیم چه کرده ایم: فیلتر کردن آبشاری از بالا، مخاطب را به رسانه ها و شبکه هایی بی هویت تر و غیر مفیدتر هدایت کرده است. ادامه این روند (مثلا فیلتر وایبر) همین روند آبشاری ماجرا را تا جاهای بسیار خطرناکی ادامه خواهد داد: همین الان شبکه هایی محلی در همین دور و بر شما و فقط با دانلود یک اپلیکیشن وجود دارند که جوکهای وایبر در برابر آنها به مانند شاهنامه فردوسی هستند.

تنها راه موجود همین است: فیلتر تمام شبکه هایی را که بنا به ماهیتشون مفید تر از وایبر هستند بردارید. مخاطبها را پخش و پلا کرده و دوباره به فضای با محتوای به نسبت مفیدتر برگردانید. همین امروز.


10
Feb
2015

----

© 2001 - 2013