جام جهانی و باگ های ما
بازيهای ايران در جام جهانی کلکسيونی از دهها باگ جامعه ما بود:
ما نمی دونيم کی خداحافظی کنيم. (علی دايی ما باشه يا خاتمی)
ما با اندکی موفقيت جوگير می شويم. (مساوی و گل نيمه اول ما به مکزيک باشه يا اصلاح طلب بودن مجلس ششم و دولت)
ما با اندکی شکست سرخورده می شويم (گل دوم ما از مکزيک باشه يا کوی دانشگاه)
ما خيلی صحبت می کنيم
ما يادمون می ره بازی طولانی است (نيمه دوم بازی ما با مکزيک و پرتغال باشه يا اصلاحات ما که همه جا سالهای سال طول کشيده بود و ما بی دليل اون را سريع می خواستيم)
ما با شکست، گذشته را فراموش می کنيم و بی احترام می شويم. (برخورد ما با برانکو باشه يا خاتمی)
ما ديوانه وار می خواهيم ديده شويم (بازيکن تيم ملی ما بايد ديده بشه تا قراردادش تمديد بشه. ما به عنوان تماشاچی ايرانی بايد ديده شويم تا غرور ملی داشته باشيم)
ما اشتباهات گذشته را بارها تکرار می کنيم (ميرزاپور ما باشه که بارها توپ را اشتباه می فرسته يا برخورد ما با انتخابات)
ما بعضی موفقيتهای کوچک را خيلی جدی می گيريم (عنوان 19 رنکينگ فيفای ما باشه يا موفقيت شخصی نخبگان ما در المپيادهای علمی. ما برای اين موفقيتها بدون دليل کوکاکولا باز می کنيم. شايد بی دليل نيست که کوکاکولا اسپانسر رنکينگ فيفاست.)
...
ما خيلی باگ داريم ... ما از تيم ملی متشکريم که اين باگ ها را در طول دو هفته به طور فشرده برای ما مرور کرد ...
بچه ها متشکريم! ...
از قديمها:
باگ عدم رعايت فاصله
تلنبار
باگ "رسيدن" و "دسترسی"
باگ قاطی کردن و Bundle کردن
باگ"بايد کامل باشی ، اما نبايد کامل به نظر برسی"
باگ " اين ور - اون ور" و " قاطي كردن لايه ها" (May 17, 2004)