- 30
 - دوبی
 - شريف ، مهندسی کامپيوتر
 -مدیا سیتی دوبی
  


  ده نوشته برتر:

 -رابطه مهاجر و ايران
 -مانيفست مهاجرت
 -مقايسه کشورها
 -بنيامين
 -ای داد ای بيداد
 -چرا انقدر انگليسی
 -Push و Pull
 -باگهای زندگی


 
 
Hosted and Developed by



Stats provided by
        

  • ببين اگه بخواهيم خيلی سريع جمع بندی کنيم: خودت را گول نزن و مخدوش و اينها را از ذهنت بيرون کن ... از اين لحظه به بعد هيچ کداممون در ايرانی که تا به حال فکر می کرديم می شناسيم زندگی نمی کنيم ... تاريخ ايران معاصر به دو دوره قبل و بعد از اين انتخابات تقسيم می شه ... در اين روز فهميديم چی هستيم کی هستيم و کجا هستيم ... قطعا همه چيز تغيير خواهد کرد ...تازه فقط آينده را تغيير نداد ... گذشته را هم تغيير داد : فهميديم دوم خرداد يک “برداشت” اشتباه بود ... (الان گفتنش هنر نيست اما واقعا الان می شه ديد يک جای کار مشکل داشت: مملکتی که 20 ميليون طرفدار دموکراسی داشته باشه تيراژ کتابش 2 هزار تا نيست) ...

    عليداد! ديشب پرسيده بودی: ... چه کنيم؟ ... عليداد ، صورت مساله خيلی بزرگه: رابطه من و تو و "ايران" ...

    دو کار بيشتر نمی تونيم بکنيم: يا باهاش زندگی و کمکش کنيم يا فراموشش کنيم (و اگه فکر می کنی وقتی "ازش" اومدی بيرون ديگه "باهاش" زندگی نمی کنی اشتباه می کنی) ... اگه نمی تونيم فراموشش کنيم و اگه به ياد و با ديدن تيم فوتبالش ، کوهش ، اسمش و خاطره اش ، اشک در چشمامون جمع می شه بايد دو کار کنيم: "بشناسيمش" و "کمکش کنيم" ... دو چيز را جمعه خوب فهميديم: نمی شناسيمش و نمی دونيم چه جوری کمکش کنيم ...

    چه جوری بشناسيمش؟ ... بيا از fact ها شروع کنيم ... خيلی خيلی بزرگه: از 90 درصد کشورهای دنيا بزرگتر ... خيلی خيلی شلوغه: از 85 درصد کشورهای دنيا پر جمعيت تر ... نصفش زير خط فقره... نصفش در روستاهاست ... "چگونه" براش مهمه (صدبار گفتی می سازمت وطن ولی يک بار نگفتی "چگونه")... به دنبال ميکروهاست نه ماکروها ( و متاسفانه مشکل ميکرو نان شب داره) .... 20 ميليون طرفدار X و 30 ميليون طرفدار Y نداره بلکه مجمع الجزايری از گروههای پنج ميليون نفره است ... هر هفته هم به اندازه برخورد دو تا بوئينگ تو جاده هاش آدم کشته می شه .... اما fact کافی نيست و بايد بيشتر بشناسيمش: بايد سفر کنيم ... به همه جاش ... به همون لرستانش که جوکش را نوشتی و خنديديم و رايش سرنوشتمون را عوض کرد ... به همون اردبيل و بوشهر و خراسانش ... بايد سفر کنيم ... بايد بشناسيمش ...

    اما بعد که شناختيمش ، بايد کمکش کنيم: مبهم و پرت و پلا نباشيم ("جامعه مدنی" و "اصلاح طلبی" و "مردمسالاری" گفتمان فيلسوفان و روشنفکران احزاب است نه شعار مردم کوچه و بازار. "شکست انحصار تلويزيون" و"بسط و گسترش 70 درصدی اينترنت" هم می تونه هدف باشه) .... دموکراسی را واقعا بشناسيم (اگر "تحريميه" داره سر "معينيه" و بالعکس داد و بيداد می کنه که "چرا می دی چرا نمی دی" يعنی اينکه يک جای اون دموکراسی که هر دوشون می شناسند يک مشکلی داره) .... از دنيا درس بگيريم (حتی کانديداهای پرت و پلای اين دوره هم دهها بار گفتند: ببينيم آدمهای ديگه چه کرده اند . نه ، فکر نکن می خواهيم به "غرب" نگاه کنيم و شرمسار باشی : شرق "غرب" شده ، شرق و غرب قاطی شده ، جهان يکدست شده ، جهان گلوبال شده) ... مهاجرت کنيم و دنيا را بشناسيم (از مهاجرت نترس. مملکت اونهايی که برچسب فرار مغزها می چسبانند را در همه اين سالها ، جوادهای ظريف تحصيلکرده Denver و محمد حسين های عادلی تحصيلکرده California چرخانده اند) ...

    پس دوباره بر می خيزيم .... با ديدن شادی تيمش اشک خواهيم ريخت ، با مطالعه و ديدن شهرهايش خواهيم شناختش ، و با مبهم نبودن و از دنيا درس گرفتن کمکش خواهيم کرد ...

    ...

    ... اشک خواهيم ريخت ... خواهيم شناختش ... کمکش خواهيم کرد ... ... اشک خواهيم ريخت ... خواهيم شناختش ... کمکش خواهيم کرد ...
    ...

    آخه "وطن" ماست ...


  • 30
    خرداد
    1384



    © 2001 - 2010