Salman's Weblog
 
     
   
     [Jan 29, 2002]   [Bahman 9, 1380]      
       
 
  • خسته ام ... دوست دارم برم سفر ...
  •    
           
     
       
           

         [Jan 28, 2002]   [Bahman 8, 1380]      
           
     
  • معرفي دو تا سايت ديكشنري و پايان پرونده ترجمه و زبان و اينجور چيزها. سايت ديكشنري آريانپور و سايت Farsidic.com .

  • اينهم دو تا سايت بچه گونه : koodakan.org و doostaneh.com

    ( مفيد و مختصر. مثل وبلاگ حامد آقا كه از معدود وبلاگ نويسهايي بود كه با اسم حقيقي مي نوشت ولي او هم انگار قراره تغيير استراتژي بده !)
  •    
           
     
       
           

         [Jan 27, 2002]   [Bahman 7, 1380]      
           
     
  • چند توضيح تكميلي درباره غرغرهاي پريروز من در مورد سايت ترجمه فارسي.

    دوست عزيز آقاي وحيد ميرزائيان كه در زمينه « كاربرد كامپيوتر در مسائل زباني » تخصص دارند ‚ توضيحات مختصري در اين زمينه داده اند و كتاب در دست چاپ خودشون رو معرفي كرده اند كه علاقمندان مي تونند در home page ايشون موضوع رو پيگيري كنند. دوست عزيز آقاي رضا آرمان هم گفته اند چنين سايتي ( كه متن انگليسي بگيره و به صورت Online و Free به فارسي ترجمه كنه ) وجود داره. اسم اون سايت هست ‍Parsnema.com كه با استفاده از نرم افزار parstrans اين كار رو انجام ميده. ترجمه اش هر چند دقيق و كامل نيست ‚ اما به هر حال قابل قبوله ( نمونه ترجمه هاش رو در اينجا ببينيد ) ...

    نكته جالب اينه كه اين سرويس ترجمه parsnema خيلي وقته كه وجود داره ( جزو سايت Rahnema.com ) و حتي خودم قبلا تستش كرده بودم !! ولي كاملا يادم رفته بود چنين سايتي وجود داره !! دليلش به نظر من اينه كه اين سرويس ‚ مشخصات يك سايت و سرويس Online رو نداره. بله ... وب سايت داره ... الان domain خودش رو هم داره ... كاربرانش بايد رجيستر و login كنند ... ولي دو مشخصه مهم يك سرويس online رو نداره. يكي توجه به « زمان پاسخ به كاربر » ( Response Time ) و ديگري
    « سرويسهاي ويژه و اضافه » ( Add-on Services ) . جواب ترجمه مشتريان به آدرس email اونها فرستاده مي شه و اين براي يك سرويس آنلاين اصلا جالب نيست. در مورد سرويسهاي اضافه هم ‚ حالا كه بحث ترجمه اي شده ‚ يك سايت ديگه در اين زمينه رو مثال مي زنم. سايت Tarjomeh.com خيلي وقته
    راه اندازي شده ولي علاوه بر سرويس اوليه خودش ( كه ترجمه غير ماشيني و آدميزادي متون انگليسي به فارسي در محدوده تهران بود ) اخيرا سرويسهاي Add-on خيلي مختلفي ارائه مي كنه : از لينكها و نكات آموزشي زبان تا تستهاي رايگان آموزشي و حتي « راديو ترجمه » ! و چيزي در حدود 2000 نفر در روز هم بازديد كننده داره ! ... ارائه سرويس آنلاين ‚ فقط داشتن سايت يا حتي داشتن بهترين نرم افزار نيست ...
  •    
           
     
       
           

         [Jan 24, 2002]   [Bahman 4, 1380]      
           
     
  • Babelfish رو احتمالا مي شناسيد. سرويس قديمي سايت Altavista كه يك ترجمه سريع و نسبتا خوب از هر صفحه وب و يا هر متني رو كه بخواهيد از انگليسي به زبانهاي فرانسه ‚ آلماني ‚ اسپانيايي ‚ ايتاليايي ‚ پرتغالي ( و اخيرا چيني ‚ ژاپني و كره اي ) فراهم مي كنه. اين آرزوي هر فارسي زبان بوده كه اين امكان ترجمه براي زبان فارسي هم فراهم باشه. امروز از عصبانيت داشتم منفجر مي شدم وقتي ديدم عربهاي چي چي خور هم اين سرويس ترجمه رو براي خودشون راه انداخته اند و هر صفحه وب يا هر متن انگليسي رو
    مي تونند به عربي ترجمه كنند (‌ فلان فلان به Salman's Weblog ميگه « ويبلوج سلمان »‌ !‌ )... يعني از بين اين همه ايروني توي دنيا يك نفر پيدا نمي شه كه اين سرويس ترجمه free و online رو راه بندازه؟‌ ديكشنري فارسي كه فراوونه. يه parser نوشتن مي خواهد و چهار تا semantic rule تعريف كردن و احتمالا يه چيزاي ديگه ... ;-)‌

  • يك مقايسه و يك پيش بيني : اگه يك روز ديديد ناگهان تلويزيون جمهوري اسلامي داره يك مرد لخت ‚ رقص يك زن نيمه لخت و فحش و شعار بر عليه جمهوري اسلامي نشون ميده ‚ بدونيد يك پروژه درازمدت پشتش هست كه در اثر اون همه روزنامه ها تعطيل مي شن و همه فعالان سياسي به زندان مي افتند. ( قضيه فيلم كنفرانس برلين و تعطيلي دو سه ساله اصلاحات ) ... اگه هم يك روز ديديد ناگهان تلويزيون جمهوري اسلامي محاكمه علني يك آقايي رو نشون ميده كه خيلي راحت و بي دردسر ميگه ( حيات نو 4/11/80 ) : « من مقام معظم رهبري را از نزديك مي شناسم‌ »‌ و « با خواهش و اصرار 300 ميليون تومان به كروبي ( رئيس مجلس ) دادم » و « پولي كه من به ستاد انتخاباتي رياست جمهوري دادم براي اين بود كه » چي چي و خلاصه خيلي راحت بگه به اين وزير انقدر دادم ‚ به اين وكيل انقدر دادم ‚ به راست دادم ‚ به چپ دادم ... بدونيد پشت اون قضيه يك پروژه درازمدت هست ...
  •    
           
     
       
           

         [Jan 23, 2002]   [Bahman 3, 1380]      
           
     
  • يك سايت جالب ... هفته نامه پيام مجاهد ‚ اولين و تنها هفته نامه online افغاني كه در داخل افغانستان منتشر ميشه. با خوندن چند صفحه از اين هفته نامه كه به فارسي دري نوشته شده ( همون زبان شيريني كه گاهي مي بينيم مسؤولين افغاني در تلويزيون صحبت مي كنند‌ ) خيلي خوب ميشه به تصوير دقيقي از اوضاع و احوال مردم افغانستان و مشكلات عملي و درگيريهاي ذهنيشون رسيد.

    « حول و هواي زندگاني امروز ملت ‚ خيلي در خور ارج است. با هم زياد زياد مي بينند. حرف مي زنند ‚ طرح ها و آراهايي ارائه مي كنند » ... اين قسمتي از گزارشي است از كابل با عنوان « در شهر چه
    مي گذرد
    ‌»‌ . اين گزارش بخشهاي جالب ديگه اي هم داره :‌ « مردم مجروح ما مي خواهند كه حرفهاي اداره موقت هرچه به زودي كسوت عملي خود را بپوشد » ... يا ... « اين ملت عزيز اكنون مي انديشند كه چه تلخيهاي جانكاه را در چتر شوم و سياه مشتي مزدور به نام طالب از سر گذشتاندند » ... يا ... « همه با كوهي از شعف و اشتياق به زندگي و فرداي خود با اميدواري مي بينند. از وصله دوز و پسرك نان فروش سرباز الي آهنگر ‚ حمال ‚ نمك فروش سرك ‚ نداف ‚ مسگر ‚ دباغ ‚ تركاري والا و شير فروش » ( اين صنفها و گروههاي مختلف رو مقايسه كنيد با جملاتي كه مثلا اخبار خودمون در مورد مردم ايران ميگه : « امروز دانشگاهيان و تجار و كارمندان و روحانيون و هنرمندان و كارگران و غيره تظاهرات كردند » )

    در مقاله جالب ديگري با عنوان « رواياتي درباره زنان كه براي اسلام زيانبار است » سعي ميشه روايتي
    « مدرن » از اسلام ارائه بشه. « در ميراث فقهي ما احكامي وجود دارد كه فقيهان آنها را از زبان مردم
    گرفته اند كه نه به هيچ اصلي از كتاب و سنت استناد ندارد. از جمله مي توان به اين پندار اشاره كرد كه جنين در بطن مادرش ممكن است چندين سال بماند و عدت زن باردار تا هنگاميكه خدا خواسته است به درازا
    مي كشد. در حاليكه از نظر علمي به اثبات رسيده كه محال است جنين از وهله آبستن تا زايمان بيشتر از 9 ماه در رحم مادر بماند » ... در اين قسمت هم ميشه نرخ مواد اوليه در شهر كابل رو ديد ...

    با اينكه نوشته امروز كمي طولاني شد ولي اين چند جمله رو هم بايد نقل كنم تا پس فردا كسي نگه «‌ اين امريكاي فلان فلان افغانستان رو هم غربي كرد و زبون شيرين فارسي دري رو با كلمات انگليسي مخلوط كرد و خدا امريكا رو ذليل كنه و مرگ بر جهاني شدن و چي چي و چي چي » ... همين الان زبانشون پر از اصطلاحات انگليسيه ... از همون تاريخ هفته نامه « پنج شنبه 10 جنوري 2002 » بگيريد تا
    « داكتر عبدالله »‌ و «‌ البته اكثر اين پرابلم هاي بازار زماني رفع مي گردد كه ... » و‌ « بدين بنا در گردشهاي شهري ژورناليستهاي هفته نامه ... » و غيره.
  •    
           
     
       
           

         [Jan 22, 2002]   [Bahman 2, 1380]      
           
     
  • سايت « الهام چرخنده » بازيگر 23 ساله ايراني كه 2 تا فيلم بازي كرده ‚ به نوشته سايتش ‚ اولين بازيگريه كه بعد از انقلاب در سينماي ما آواز خوانده ‚ شعر هم مي گه و چند تا عكس thumbnail دار هم در سايتش داره ...

    اين سايت خانم چرخنده و ژست گرفتن ها و thumbnail هاشون ‚ منو به ياد نكته اي انداخت. به نظر من خيلي از مفاهيم و چيزهاي دور و بر ما بصورت يك package و بسته بندي هستند كه يا بايد همه اش رو خواست و يا هيچيش. نمي شه بخشيش رو خواست و قسمت ديگه ايش رو ممنوع كرد. مثلا در مورد بازيگري و سينما ‚ نميشه كه صنعت سينما و فيلم و همه چي رو داشت ولي مثلا به بازيگراش اجازه نداد عكس بگيرند ‚ thumbnail داشته باشند ‚امضا بدهند و ...

    از اين نمونه هايي كه « همه يا هيچ » هستند فراوان ميشه اسم برد. نميشه بازار موسيقي و نوار و خواننده و غيره داشت ولي گفت فلان نوع آهنگ خوندن ممنوعه ! ( جريان موسيقي پاپ خودمون و به وجود اومدن داريوش و ابي هاي داخلي‌ ) ... در صنعت ‚ نميشه شركتهاي مختلف توليدي داشت ولي به اين شركتها اجازه تبليغ تلويزيوني نداد ( كاري كه اوايل انقلاب مي كردند ) و دائما از مصرف گرايي انتقاد كرد. توليد ‚ مصرف ‚ تبليغ و غيره همه جزو يك package هستند به نام « نظام بازار آزاد » كه يا بايد همه اش رو خواست يا هيچيش رو ... نميشه يك سيستم بانكداري داشت ولي در اين سيستم از سود خبري نباشه ! سود يك جزء اصلي هر نظام بانكيه و هر جوري شده ( حتي با تغيير اسمش به « كارمزد » و غيره ) بايد سود پول رو پرداخت كرد ... نميشه دانشجو و مردم رو سياسي خواست ‚ ولي اجازه انتقاد بهشون نداد ( يك حرف تكراري از خاتمي . سياسي بودن و انتقاد كردن جزو يك package هستند ) ... وجود درجه اي از فساد ‚ فحشا ‚ دزدي و جنايت در هر جامعه اي پذيرفته شده است و زندگي شهر نشيني و جمع شدن يك مشت آدم مختلف در جايي به اسم شهر ‚ بزهكاري هاي مختلف رو هم به دنبال داره ... يا مثلا در قضيه محاكمه كرباسچي ديديم كه توسعه و نوسازي ‚ بالاخره با فساد هاي مالي و ريخت و پاشهاي مديريتي همراهه و اكثريت مردم هم اين قضيه رو پذيرفته بودند.
  •    
           
     
       
           

         [Jan 21, 2002]   [Bahman 1, 1380]      
           
     
  • اونهايي كه فكر مي كنند اون تئوري ميل گرام ( كه هر دو نفري كه در نظر بگيريد تنها از طريق يك مسير 6 نفره دوست و آشنا همديگه رو مي شناسند ) خيلي غير واقعيه ‚ به اين بازي جالب توجه كنند : اين بازي معروف اسمش هست Kevin Bacon Game . اين آقاي Bacon يك بازيگر هاليووده و نحوه بازي اين طوريه كه يك بازيگر ديگه رو اسم مي برند و طرف بايد بگه اين بازيگر چه جوري به Kevin Bacon ربط پيدا مي كنه. مثلا براي آنتوني كوئين : آنتوني كوئين با Dunn در فيلم فلان بازي كرده و Dunn هم با Kevin Bacon در فلان فيلم بازي كرده. اينجوري آنتوني كوئين با يك واسطه به Kevin Bacon ربط پيدا مي كنه و به اصطلاح « عدد Bacon » آنتوني كوئين ميشه 2.

    اين سايت عدد Bacon هر بازيگري رو كه بخواهيد بهتون ميگه. خود اين سايت ‚ اين تست رو روي نيم ميليون بازيگر هاليوود انجام داده. فكر مي كنيد بطور متوسط هر كدوم از اين نيم ميليون بازيگر با چند واسطه به Kevin Bacon مرتبط بودند؟ فقط 2.9 نفر !

    ( اين سايت يه قسمت ديگه هم داره كه هر دو بازيگري رو كه بخواهيد يه جوري به هم ربط ميده ! ‌مثلا
    Elvis Presley و Arnold Schwarzenegger اينجوري به هم ارتباط پيدا مي كنند )
  •    
           
     
       
           


      آرشيو    
           
     
    2002

    Jan 21 - Jan 31
    Jan 11 - Jan 20
    Jan 1 - Jan 10

    2001

    Dec 21 - Dec 31
    Dec 11- Dec 20
    Dec 1- Dec 10
    Nov 21 - Nov 30
    Nov 11 - Nov 20
    Nov 1 - Nov 10
    Oct 21 - Oct 31
    Oct 11 - Oct 20
    Oct 1 - Oct 10
    Sep 21 - Sep 30
    Sep 11 - Sep 20
    Sep 7 - Sep 10


    Back to Latest